الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
67
شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)
از آن است كه آن باشد . بنابراين اطلاق شيء و موجود بر خداوند متعال ، خارج از حدّ تعطيل و مأذون و مُجاز است و اثبات است و نفى شيء و موجود از او در حدّ ابطال ، انكار ، تعطيل ، مأذون و مجاز نيست . و بالجمله مى توان گفت كه از اين احاديث و روايات استفاده مىشود كه چون معرفت حقيقت ذات و كنه حق تعالى ، محال است و شيء غير محدود قابل تصوّر و تعقّل نيست لفظ ، اسم و نوانى كه بر آن دلالت داشته باشد نيز وجود ندارد و در مقام تعريف و اشاره به آن ذات ، فقط از اين عناوين عامه مانند موجود ، شيء ، حق و ثابت استفاده مىشود و اين نهايت شناخت و معرفت ذات است كه بايد همه آن را داشته باشند و اگر كسى حذراً عن التشبيه چنان كه از آن ذات مقدّس خبر مىدهد كه ليس بجسم و لاصورة و لاجوهر و لاعرض ، ليس بشيء و ليس بموجود و ليس به حق بگويد به خلاف اول كه ايمان ، اعتراف و اقرار است تعطيل ، الحاد و انكار است ، و اين جواب از اين شبهه هم هست كه كسى بگويد اگر الله تعالى به كنه و به حدّ و تعريفات و توصيفاتى كه ممكنات به آن شناخته مى شوند ، در تصوّر و تعقّل كسى در نمى آيد پس چگونه به او اشاره مىشود ؟ جواب اين است كه به همين عناوين عامه و به همين كه او شيء است كه بر ذات او غير از اين عناوين صحت اطلاق ندارد و لفظ خاصّى كه بر كنه ذات او دلالت داشته باشد مثل وجود به معنائى كه قائل به اصالةالوجود مى گويد وجود ندارد ، و به طور مثال چنان كه در مورد هر پديده ، هر نقش ، هر بَنا و هر امر حادث اگر پديد آورنده و صانع ، نقاش ، بَنّا و محدِث آن را نديده باشيم و وصف او